اثر شهادت بر اشیاء و عالم موجودات
به روایت از محمدعلی عاقلی مقدم : یادم هست پسر خواهرم علی قصائی چند کبوتر داشت که در آخرین اعزامش به ما می گفت این دفعه که برگشتم میخواهیم این کبوتر ها را به حرم امام رضا (ع) ببرم و آنجا رها کنم که به منطقه رفت و تا چند وقت از او خبری نداشتیم تا اینکه یک روز من کبوتر ها را به گفته خودش به حرم امام رضا (ع) بردم و در آنجا رها کردم بعد از چند روز که در حیاط خانه نشسته بودیم متوجه شدم که یکی از کبوترهای علی که به حرم برده بودم برگشته است همزمان با آن درب خانه به صدا در آمد وقتی در را بازکردم چند نفر از افراد سپاه به منزل ما آمدند و خبر شهادت علی را بای ما آوردند وقتی آنها از خانه خارج شدند همزمان با رفتن آنها کبوتر هم پرواز کرد و رفت و دیگر برنگشت.
ثبت دیدگاه