تواضع و فروتنی
به روایت از بی بی فاطمه قالیبافان : یادم هست قبل از فوت مادرم یک شب در خواب دیدم که در یک مکان زیبا در بزرگی وجود دارد و دو طرف درب دو سید بزرگواری ایستاده اند بعد سیدعلی را دیدم که از ان جا خارج شد با همان لباس های بسیجی. درست وضعی بود که برای آخرین بار او را دیده بودم به او گفتم این جا چه میکنی و این جا کجاست؟ گفت این خانه ی من است من در حال حاضر منتظر مادر هستم تا او را به خانه خود ببرم و به من خبر دادند که او را می آورند و من خیلی خوشحال هستم در همان لحظه من از خواب بیدار شدم بعد از دو روز که از خواب گذشت مادرم نیز به رحمت ایزدی پیوست.
ثبت دیدگاه