پیش بینی شهادت
دفعه آخری که می خواست اعزام شود شب قبلش دیدم که آرام وقرار ندارد سوال کردم چه شده است گفت : مادرجان برای شما یک انگشتر گرفته ام آن را یادگاری نگهدار واز من راضی باش آن شب حالت روحانی عجیبی داشت مثل اینکه به او الهام شده بود که به شهادت می رسد.
ثبت دیدگاه