دعا و توسل جمعي
راوی مهدی پیرایش: شهید گفت: امشب شب جمعه است. دعای کمیل بخوانیم، به شوخی گفتم: حسن آقا الان چه وقت دعای کمیل خواندن است؟ باید برویم کمین بگذاریم. گفت: ما اگر دعای کمیل نخوانیم، نمی توانیم دشمن را شکست بدهیم و ادامه داد: ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم. دعا را خواندیم سوار ماشین شدیم و حدود دو ساعت کویر را دور زدیم، تا مرز افغانستان رفتیم، هیچ چیزی دستگیرمان نشد. به شوخی گفتم: حسن آقا دعای کمیل چیزی به بار نیاورد. باید دست خالی برگردیم! جواب داد: جوجه را آخر پاییز می شمارند! هنگام برگشتن یک جیپ را توقیف کردیم در حالیکه 6 کیسه تریاک بار داشت.
ثبت دیدگاه