شناسه: 237425

امدادهاي غيبي

راوی زهرا مهربانی: خاطره ای دارم که خود شهید برایم نقل کرده بود ایشان گفتند: در حال اقامه نماز ظهر بودم که ناگهان صدای سوت یک خمپاره را شنیدم که خیلی به من نزدیک بود. خواستم نمازم را بشکنم ولی با خودم گفتم که چه بهتر در چنین حالتی به فیض شهادت نائل گردم بعد از چند لحظه صدای انفجاری نشنیدم وقتی نمازم تمام شد متوجه شدم خمپاره به زمین خورده ولی عمل نکرده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه