شناسه: 237810

خبر شهادت

راوی زهرا باری: هنگامی که علی اکبر به شهادت رسیده بود، همان آشنای ما در سپاه(آقای منصوری) به منزل ما آمد تا خبر شهادت او را بدهد. وقتی به منزل ما آمد، چند دقیقه ای که صحبت کردیم. ایشان شروع کرد به گریه کردن. من گفتم: مگر خبری شده است؟ علی اکبر شهید شده است؟ بعد گفتم: خدا را شکر. خدایا این فرزندم را به علی اکبر امام حسین(ع) ببخش و این هدیه را از من قبول کن. آقای منصوری تعجب کرد و گفت: شما ناراحت نیستید. گفتم: خیر. او به آرزوی خودش رسیده و مرا هم خوشحال کرد. چرا ناراحت باشم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه