توجه به خانواده
راوی کبری رمضانی: یادم هست یکدفعه که پسرم غلامحسن علیپور مجروح شده بود و در خانه بودبه خانه ی آنها رفتم در آن زمان همسرش نیز باردار بود و نمیتوانست کارهای خانه را انجام دهد وقتی وارد خانه شدم دیدم در حال شستن لباسها است به او گفتم: چرا این کار را میکنی؟ تو مجروح هستی و باید استراحت کنی . من میآمدم و آنها را میشستم. او درجواب من گفت: من طوری نیستم و زخمهایم خوب شده است من باید کارهایم را خودم انجام بدهم و کارم را به دوش کسی نیندازم. هر چه اصرار کردم که دیگر باقی آنها را رها کن تا من بشویم قبول نکرد و تا پایان کار خودش به تمام آنها رسیدگی کرد.
ثبت دیدگاه