عشق به جهاد
عباس برای ثبت نام به جبهه رفته بود مسئولان اعزام گفته بودند توبچه هستی نمی توانی به جبهه بیایی عباس ناراحت شده بود و در جلوی ماشین دراز کشیده بودو گفته بود باید مرا ببرید یا باید ماشین از روی من رد شود آنها گفته بودند : حالابرو و دفعه ی بعدی اسمت را می نویسیم .
ثبت دیدگاه