شناسه: 239377

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از فاطمه نوغابه : وقتی از آموزش آمده بود می خواست به جبهه برود. من در خواب دیدم که دو دسته زنجیر می زند. و یک سید بزرگواری کنار علی اکبر ایستاده است . و من گفتم : اینها چه کسانی هستند؟ او گفت: اینها یاران امام خمینی هستند. که من خواستم به آنها ملحق شوم که نشد . من صبح قضیه را به علی اکبر گفتم، او هم خدا را شکر کرد و گفت که سر افراز شدم. به آرزوی خود می رسم و فردای آن روز با خوشحالی خداحافظی کرد و رفت. که دیدم نزدیک بیست روز بیشتر طول نکشید که خبر شهادت او را آوردند. وقتی که خبرش را به من دادند من خیلی خوشحال شدم که او در راه دین و اسلام شهید شده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه