شناسه: 239450

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از علی اکبر عامری : از آقای شیدایی نحوه شهادت برادرم را پرسیدم او نحوه شهادت علیرضا را اینگونه برایم نقل کرد: تیر باری سر کوه قرار داشته که بچه های زیادی را شهید کرده بود فرماندهمان گفت : به شیر مردی نیاز دارم که برود و با نارنجک این رگبار را خاموش کند می دانم هرکه برای این کار برود دیگر باز نمی گردد بلافاصله علیرضا بدون اینکه فکر کند اعلام آمادگی کرد بلند شد و به سمت رگبار رفت و با نارنجک تیر بار را منهدم کرد . ولی قبل ازاینکه نارنجک را پرتاب کند مورد اصابت تیر دشمن قرار گرفت ولی به هر حال آن تیر باررا از بین برد و بعد ار آن نیز به فیض عظیم شهادت نائل گشت من که پائین کوه بودم به بچه ها گفتم می روم و جنازه علیرضا را پائین می آورم همه گفتند ولش کن او شهید شده است نرو خطرناک است .تو را هم می زنند ولی من نمی توانستم طاقت بیاورم رفتم و جنازه علیرضا را پائین آوردم . هنگامیکه جنازه برادرم را به سپاه کاشمر آوردند آقای شیدایی گفت : آقای عامری نگذار مادرتان جنازه علیرضا را ببیند گفتم خودم می توانم جنازه علیرضا را ببینم گفت : خودت هم نگاه نکن چون جنازه برادرم سر نداشت ضمن اینکه تیر به او اصابت کرده بود سرش هم بوسیله ترکش کنده شده بود .هر حال اجازه ندادم پدرو مادرم جنازه علیرضا را ببینند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه