شناسه: 239909

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

پسر عمه پرویز برایم تعریف مى‏کرد:یک شب پرویز را در خواب دیدم که به من گفت:پسر عمه از ما خاطر جمع باشید من به جایى نرفته‏ام که در خانه ما به روى شما فامیل‏ها باز است از اینکه من کشته شده‏ام نترسید مت در یک باغى هستیم پر از میوه‏هاى رنگارنگ و بسیار خوب و هرکدام از شما که بیائید شفاعت مى‏کنم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه