وصیت شماره 2 - شهید احمد صنیع زاده
بسم الله الرحمن الرحيم
احمدالله و الحمد حقه كما يستحقه حمدا كثيرا
در اين وا پسين دم حيات بنويسم و به نسلهاى آينده تقديم دارم چرا كه كلام مرا امت امروز نشايد. بشما مىگويم نسلهاى آينده ، زيرا كه امروز را آنهائيكه بنا به توفيق الهى درك كردند و دريافتند ديگر نيازى به گفتن نيست و آنهايى را كه 4 سال آيات و نشانههاى الهى هدايت نساخت يقينا مرا هم توانى در هدايتشان نخواهد بود، بنابراين باز هم بگويم روى سخنم با شما امتهاى آينده است.
مىخواهم از آيات و نشانههاى اين زمان برايتان بگويم، چه اينكه امروز آنقدر خوان نعمت گسترده است كه دم زدن از هر نعمت بظاهر شايد حمل بر بيكارى است ولكن حق نعمت انكه در وقت قدر دانستن.
بگذار تا از هستى و منشأهمه اين نعمات و واسطه فيض الهى يعنى از اماممان برايت بگويم.
برادر و خواهرم ما بنا به لطف و كرم پروردگار در عصرى واقع شديم كه هر لحظهاش نور بود و نورانيت حق بود و حقيقت ، معرفت بو د كمال و از همه مهمتر اسلام بود و مسلمانى ، على (ع) بود شيعيانش على (ع) بود و اصحاب و ياران با وفايش ، آرى برادرم ما به عينه اسلام و پيامبر و سنت گرانقدرش و ائمه معصومين (ع) را ديديم. ما تاريخ پر بار اسلام را كه فقط خوانده يا شنيدهبوديم در مدت كوتاهى با تمام وجود احساس كرديم گوئيا تاريخ تكرار مىگردد و دوباره پيامبر عظيمالشأن اسلام حضرت محمد مصطفى (ص) مبعوث به رسالت گرديده و همان گونه براى رهائيدن مردم از شرك و جهل معجزه مىكند و آيات الهى يكى پس از ديگرى در حقانيتش نازل مىشود و در مقابل كافران و مشركان را كه چگونه در ضديت اين انقلاب بسيج و متشكل ، خوهاى كثيف حيوانى خودشان را در مخالفت به كار مىبندند همه و همه بار ديگر تكرار مىشود در امر ولايت و رهبرى در موضوع جانشينى در اصحاب و ياران صديق و اصحاب و ياران كاذب و دروغين، درايمان و ايثار و شهادت و دركفر و ستيز و نفاق در نوپائى اسلام و در كثرت دشمنان و بسيار بسيار نمونههاى بحق عينى ديگر كه فراوان گفتنى است.
و اكنون دقت كن تو برادر گوش كن كه اينها همه را به لطف الهى در پرتو امامى عادل پيشوائى بر حق و جانشينى راستين از تبارمحمد (ص) و ائمه معصومين (ع) يافتيم كه بحق امامى بود عادل فقيهى عالم ، عالمى مهذب بزرگى متواضع عابدى خالص انسانى كامل استاد دانا بندهاى مخلص رهبرى هوشيار سخنورى صادق شخصيتى عظيم شجاعى قوى نترسى بيباك با آن سيماى نورانى الهى و وو ....
هزاران صفات حسنه و كمال كه مرا با اين كوچكى قادر به وصف بزرگى چون او نيست الله اكبر الله اكبر الله اكبر كه براستى در وصفش همين بس كه خالقيت خداوند را احسن بوجود او و همچون اوست كه فتبارك الله احسن الخالقين . اى كاش ميبودى تا ببينى كه گزاف نيست و حق است و اميد اينكه اين دعاى لحظه به لحظه و با تمام وجود اين امت كه تا انقلاب مهدى (عج) حتى كنار مهدى (عج) در پيشگاه خداوند بزرگ به استجابت كامل رسد تا تو نيز در نسلهاى آينده به توفيق يقينا تداومش تا زمان تو خواهد بود و انشاء الله فيض و رحمتش نصيب تو نيز خواهد شد.
لازم به تذكر است كه من هم تمامى سعادت خود را در طول فيوضات خداوند بزرگ مديون امام بزرگوارمان حضرت روح الله نايب الامام خمينى عزيز روحىلهالفداء مىباشم و مختصر اينكه امروز اگر فرصتى مىيابم تا پس از 13 قرن از گذشت قيام خونين حشين (ع) بار ديگر در تجديد آن انقلاب خونين ، مولا و سرورم حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) را در كمال ناقابلى يارى دهم، افتخارى است كه باز در پرتو وجود مقدس همين نايب برحق امام زمان (عج) نصيبم مىشود.
تقاضاى عاجزانه از پيشگاه مقدس خداوندى كه انشاء الله حسن ختما همه الطاف كريمانهاش در اين دنيا، مرا به آخرين خانه تكاملى انسان كه همانا شهادت فى سبيلالله است با رضا و خشنودى خود توفيق عطا فرمايد.
والسلام
ما بها و خونبها را يافتيم جانب جان باختن بشتافتيم ويژه عزيزان رزمنده و پويندگان راه حسينى:
الحمدالله الذى هدينا لهذا و ما كنا لنهتدى قولا هدينا الله
با حمد و سپاس بى حد از پيشگاه خداوند يكتا و سلام و درود به پيامبر عظيم الشأن اسلام حضرت ختمى مرتبت محمد مصطفى (ص) و ائمه معصومين عليهم السلام و باالاخص امام زمان عجل الله تعالى فرجهالشريف روحى له الفداء و نايب برحقش امام امت خمينى كبير و پيروان راستينشان شهدا و مجروحين و معلولين و منتظران واقعيشان بازماندگان شهدا، رزمندگان و ايثارگران در تمامى جهان بنا به سنت حسنه پيامبر اكرم (ص) در امر وصيت و همچنين به مصداق آيه شريفه قرآن مجيد كه «ان الذكر تنفع المومن » اميدوارم بتوانم مطالبى بعنوان ذكر ويژه عزيزن رزمنده و پويندگان راه حسينى به حضورشان تقديم دارم زيرا معتقدم ياران شهيد پيشقدم كه نمونه كامل و السابقون السابقون مىباشند مطالب حقه فراوانى جهت امت بيدارمان بر جاى گذاردند و مرا نيز لازم آمد با ياران خود گفتگويى داشتهباشم و از اين نظر كه ذكر و يادآورى در قالب اعتضاد قلبى و ايمانى مىتواند اثر بخش باشد از اين رو آنچه كه در مدت خدمت و وظيفه شرعى در جبههها آموختم حضورتان عرضه مىدارم .عزيزانم ، جنگ را از ديدگان كفر و نفاق هدفى است وجهاد و دفاع را در اسلام هدفى ديگر كه آشنائى با آن ما در راهى كه پيش گرفتهايم داناتر و انشاء الله باعث روسپيدى بيشتر در پيشگاه خداوند بزرگ قرار خواهد داد.
منطق كفر ايجاد جنگ از طريق زورگويى و ستم جهت سلطه بر همه مستضعفين و در نتيجه ارضاء همه شهوات حيوانى سلطه جوئى خود مىباشد كه در طى اين هدف با توجه به اعتقاد كفر و الحادى آنان نه تنها تعهدات اخلاقى ، انسانى ، مكتبى وجدانى مطرح نيست بلكه آنچنان صفات حيوانى با روح و روانشان پيوند خورده كه اعمالشان را به غير از ابراز اين رذايل توانى ديگر نيست كه همه خيانتها تجاوزها و بى شرميها نمايانگر همين واقعيتها مىباشد و نمونه كامل و عينى آنرا در طول تاريخ حملات وحشيانه مزدورانه بعثى عراقى به سركردگى صدام نوكر حلقه بگوش ابرنكبت مىتوان مشاهده نمود.
«ولو يشاء الله لاينتصر منهم و لكن ليبلوا بعضكم ببعض والذين قتلوا فى سبيل الله» (محمد (ص) آيه 4)
و اما اسلام : مومنين و بطور كلى همه بندگان خالص الله كه حلقه عبوديت الله را با ديده منت برگردن طاعت خود انداختهاند نظر اين است كه جهاد و دفاع زمينه و صحنهاى است كه از جانب پروردگار بزرگ فراهم مىگردد تا در اين ميدان انسانها و واقعيتهاى درونى را گريزى بجز ابراز چهره واقعى خود نيست صداقت كفر و ايمانشان سنجيده شده (آيا ؟؟؟ سوره عنكبوت و آيه 2 سوره الملك) تا مشخص شود كدامين مستحق نعمات خاصه الهى در سراى جاودانى و كدامين استحقاق عذاب مستمر و هميشگى آخرتى را دارا مىباشند بنابراين اين بخوبى واضح است كه دراين جهاد و دفاع منظور و هدف شخصى مطرح نبوده بلكه فقط و فقط ايده و هدف متقين عبوديت پروردگار است كه در قالب اطاعت مو به مو از دستورات و اوامر حقه او به مرحله اجرا ر آمده و كسب سعادت دنيوى كه همانا پيروزى و غلبه بر دشمنان اخروى كه همان رضا و خشنودى الله است حاصل مىگردد.
پس بر من و شماست تا با هوشيارى و شناخت و معرفت جزء به جزء مراحل امتحانى كه مىتوان به يقين گفت تمامى لحظات جنگ را در بر مىگيرد سعادت را كسب نموده كه با توجه به تجربه بصورت اختصار و فهرستوار يادآور مىشوم.
1- اطاعت كامل و همه جانبه و بدون درنگ از حكم و امر ولايت (امام) او به دنبال آن پيروى كامل از دستورات فرماندهى در تمام امور.
2- رعايت دقيق نظم ، آداب و كردار و اخلاق اسلامى چه در مقابله با ياران چه دشمنان.
3- حفظ و حراست دلسوزانه از نعمات الهى و عدم اسراف چه ابزارآلات جنگى و چه بالاخص مواد غذايى و پوشاكى و رفاهى كه اكثرا هداياى مردم ايثارگر مىباشد.
4- برقرارى و ايجاد رابطه كامل وسيع و گسترده توسط قرآن ، نماز، دعا و مطالعه احكام اسلام با پروردگار جهان و در نتيجه محو و نابود كردن همه رذايل اخلاقى مكتب در طول زندگى و استقفار و همچنين كسب تمامى كسالات اسلامى انسانى اخلاقى جهت رسيدن به سرحد رشد و كمال كه همانا توفيق و شهادت فى سبيل الله است. انشاء الله تعالى و من الله التوفيق
در انتها مطابب فوق خود را به صورت شعار با تمام جان عرضه مىدارم.
اطاعت را ، اطاعت را ، اطاعت را نظم را ، نظم را ، نظم را اخلاق را ، اخلاق را ،اخلاق را و در ضمن دو جزوه از فرمايشات ارزنده و بحق امام عزيزمان كه درود و سلام خداى بر او باد و بحرف حرف آن ايمان ، اعتقاد ، و يقين دارم به همه دوستداران اين راه پرفيض بعنوان و موضوع شهيد و شهادت ا زديدگاه امام تقديم مىدارم. والسلام
خطاب به پدر و مادر:
«و ما توفيقى الا بالله و عليه توكلت و اليه انيب »
حضور محترم سروان عاليقدرم ، پدرو مادر بزرگوار و ارجمندم ، سلام و تحيت شما بندگان خالص الله و عاشقان اهل و بيت و ائمه اطهار را و سپاس خدا را كه پايه و اساس همه سعادتها و خوشبختيهاى يك يك ما فرزندان شما مرهون همين خلوص و صفاى باطنىشما والدين گرامىمىباشد.
خداوند بزرگ را عاجزانه مسلئت دارم شما را رحمت فرمايد و پيوسته از نعمات خاص خودش در دنيا و عقبى برخوردار سازد و عاقبت بخيرى نصيبتان فرمايد.
مادرم از اينكه مىروم راضى باش كه يقينا هستيد و لكن اگر من در رفتن آنقدر سماجت مىكردم و شما درنرفتن من اجازه دهيد در چند كلمه علت را خدمتتان عرض كنم.
مادرم والله كه اسم اعظم خدا است قسم ياد مىكنم آنچه در شهادت و سعادت لقاء يافتم آنچنان زيبا و ارزشمند است كه نمىتوان برزبان و قلم جارى سازم و خدا مىداند كه آنىطاقت ماندن نداشته و ندارم كه ديگر هيچ يك از خصوصيات زندگى برايم مفهوم ندارد مگر دمى كه فرو برده و بر مىآورم كه خواست خداى بزرگ و حكيم است از طرف ديگر آنچه از اسلام آموختيم اينكه زندگى لحظه به لحظه مسئوليت است در قبال نعمات بيكران پروردگار و راستى ما پس از اين همه نعمت و رحمت چگونه قادر خواهيم بود پاسخگو باشيم و در آخرت روسپيد از اعمال خود مادرم ، شما خود بيشتر از من شاهد بودهايد كه در گذشته چهها كه نبود و اكنون چه نعماتى كه نيست. آيا مىتوان ازا كنار اين نعمات بسادگى گذشت مادرم آيا شما نبوديد كه هميشه و ماهانه تربيت پاك امام حسين (ع) بركامم مىگذاريد و آيا شما نبوديد كه با عبادات خالصانه خود مرا هم همچون خود درس آموختيد آيا خدمتهاى ساليان دراز پدرم در مرقد شريف آقا ابىعبدالله و جلسات وعظ و سوكى كه به همين مناسبت برگزار فرمود و جلسات نذر و توسل كه منعقد مىساختند اينها زمينهاى نمىبايد شد تا نوكرى چون من به خدمت سرور و سالارى چون حسين علىالسلام ارسال دارد حقا كه بوسه ناقابل من بر پاهاى مبارك و ارجمند شما دو بزرگوار ، پس مشخص شد كه شماها قابل و لايق هستيد كه فرزندتان به عنوان يارى حسين (ع) به جبهه احضار و طلبيده مىگردد نه من به واسطه خودم آنهم با كولهبارى از گناه بنابراين پدرم و مادرم شما را سپاس مىگويم و از شما طلب عفو مىنمايم و انشاء الله اگر قابليتى يافتم در جوار رحمتش بيش از اين دعاگو خواهم بود.
مادرم اگر مرا به فضل الهى از همسرم فرزندى حاصل شد تقاضا مندم در اداره و پرورشش و همچنين در محبت فراوان در حق مادرش دريغ مفرمائيد در پايان لازم مىدانم از خدمت يكايك اقوام و خويشان بالاخص خواهران و برادران ارجمندم طلب عفو نموده با آن عزيزان وداع مىنمايم.
به ويژه استاد اخلاق و فرهنگيم برادر بزرگوارم آقاى آقارضا را سپاس گفته برايشان توفيقات كامل را از درگاه خداوند بزرگ طلب مىنمايم و با پوزش، در موضوع همسر و فرزندم سفارش مىكنم.
لطفا تعداد 12 روزه قضائى را كه در همين ماه رمضان اخير برايم ايجاد شد به گونهاى ادا فرمائيد.
وصيت به والدين همسر:
بسم الله الرحمن الرحيم «لن تنالو لبرحتى تنفقوا مما تحبون »
هرگز به خيرو نيكى نمىرسيد مگر آنكه از آنچه دوست داريد انفاق كنيد.
حضور محترم سرور بزرگوار و پدر ارجمند و گرامى ، و خدمت مادر دلسوز و با محبتام و كلا والدين عزيز گرامى همسرم حاج آقا و جاجيه خانم جنتى ، پس از تقديم خالصانهترين درود و سلام به پيشگاه شما عزيزان سلامت و عافيت و صبر را از درگاه خداوند بزرگ برايتان مسئلت دارم.
مرا لازم بود تا بحق از زحمات و مشكلاتى كه در طول اين مدت خويشاوندى براى شما فراهم كردم كمال پوزش و عذرخواهى و همچنين سپاس و تشكر نمايم اگر چه با اعتقادى كه در شما سراغ دارم مبنى بر اينكه همه دگرگونيها و حركات از جانب تقديرات الهى است و همانا خواست و اراده او ست كه افعال ما تحقق مىيابد و پيوند با؟؟؟ ارجمند شما هم چيزى خارج از همين تقديرات نبوده و لكن به حسب وجدانى و اخلاقى شرمنده شما عزيزان بزرگوار مىباشم و اميدوارم باز با همان روحيه سخاوتمندى كه خداوند بزرگ در نهاد مطهر شما قرار داده مرا عفو فرموده و جبران اين زحمات را با اجر عظيم در روز موعود از خالق يكتا دريافت داريد. انشاءالله
در پايان متذكر مىگردم اگر چنانچه به فضل الهى از من و همسرم فرزندى حاصل شد كه باز مىگويم اينهم بخواست خدا بوده زيرا بنا بفرمايش قرآن ذرهاى در عالم هستى تغيير نمىكند مگر به اذن خداى تبارك و تعالى بنابراين اداره و پرورش آن را پس از خداوند بزرگ از شماها تقاضامندم.
از خداوند حقتعالى آرزومندم كه شما را پيوسته تاييد فرموده و انشاء الله همچنانيكه بوده در آينده نيز شما را از متعهدان واقعى به اسلام و جمهورى اسلامى قرار دهيد. والسلام
قسمتهايى از وصيت شهيد بعنوان همسر :
بسم الله الرحمن الرحيم «ان الله مع الصابرين» همانا خداوند با صابرين است.
همسرم : تو خود خوب تقديرات الهى را مىدانى و درك مىكنى و خوب مىدانى كه ما را هم گريزى از اين مقدرات نيست و البته اين به اين معنى نيست كه ما خود نقشى نداشته باشيم چرا كه ما را از خداوند طلب هدايت مىكنيم و او هم ما را اينچنين هدايت مىكند و اگر نيت و آرزوى ما چيز ديگر باشد باز فرق مىكند.
بهرحال زندگى دار گذر است و جاى ماندن نيست و صحنه و ميدانى براى آزمايش و امتحان تا سنجيده شويم و در آخرت به آنچه عمل نمودهايم رسيده و اجر دريافت داريم.
همسرم : خوب مىدانى كه ائمه معصومين ما چگونه زيستند و چگونه رفتند و ماها بايستى انشاء الله پيرو باشيم.
خوب مىدانى كه ما به لطف الهى در اقيانوس بيكرانى از نعمت غوطهوريم كه بايد حق نعمت را ادا كنيم. سعى كنيد با رخ دادن يك مسئله در زندگى هر چقدر هم دشوار از پا در نيايى و با استمداد از خداوند صبر نمايى.
همسرم : اين درست كه من مىروم و زحمتى هم از خود بر تو باقى مىگذارم و لكن خدا را گواه مىگيرم من درادامه هدفى كه داشتم بسيار زحمت كشيده و رنجها تحمل كردم اين نبود كه فقط زحمتى به تو تحميل كرده و خود در آسايش بوده باشم.
بهر صورت از تو تقاضامندم اگر خداوند فرزندى به من و توبخشيد كمال مهر و محبت را نسبت به او روا دار و گونهاى عمل كن كه فرزندم تو را نه تنها به عنوان يك مادر بلكه بجاى پدر خود احساس كند.
رعايت احكام اسلام و پرورش فرزندم به ويژه با موازين اسلام و مقاومت و صبر آخرين تذكراتى است كه خدمت شما تقديم مىكنم.
والسلام وصيت بر فرزندم :
بسم الله الرحمن الرحيم يا بنى اقم اصلوة و امربالمعروف و انه عن المنكر و اصبر على ما اصابك ان ذلك من عزم الامور (لقمان 120)
گرامى فرزندم : سركار فاطمه يا جناب عبدالله سلام عليكم وظيفه داشتم و حق تو ديدم حال كه به لطف و كرم فضلالهى افتخار و فرزند شهيد بودن از ما قبل و بدو تولد تا الى آخر نصيبت گرديده ضمن تبريك بهمين مناسبت تو را به سه سفارش وصيت نمايم:
اول آيه قرآن كه در آغاز قرائت نمودى (بندهاى لقامان حكيم به فرزندش) دوم تذكر اين مطلب كه حق فرزنديت را تا حد توان و امكان كه همانا مادرى شايسته و متقى و نامى نيكو بود بحمدالله موفق به انجاماش شده تو را سفارش مىكند در حق مادرت و باز در حق مادرت و پس انجام سومين حق خودت از جانب من كه همانا فرا گرفتن كتاب خدا يعنى قرآن كريم به نحو احسن و شايسته.
سوم اينكه به اذن خداوند تبارك و تعالى ، نطفهات زمانى بسته شده كه پدرت غرق طاعت و بندگى الله در دفاع از اسلام و جهاد با كفار و با جسمى مغذى شده از بهترين و حلالترين روزىهاى پروردگار بزرگ يعنى هداياى مردمى در جبههها قرار داشت .
با اين توجه حق پدرت بر تو اينكه نعمات حاصله از جانب الهى را با متابعت موبهمو از اسلام فقاهتى بطور شايسته و همچنين ادامه راه پدرت ادا نمائى .
والسلام بسم الله الرحمن الرحيم احمدالله رب العالمين و صلى الله على محمد و اله الطيبين الطاهرين
با تقديم عرض سلام خدمت كليه عزيز اينكه بگونه و مناسبتى در جمعشان توفيق حضور داشتم. و هم اكنون تنها جمله و كلامى بر روى يك صفحه از من در خدمتشان قرار مىگيرد.
در اين زمان كه چند ساعتى ديگر به انجام ادامه عمليات و الفجر باقى نيست به يكباره بر آن شدم همه عزيزانى را كه وداع مىگويم به توصيه بسيار مهمى سفارش كنم كه در حال حاضر عظمت اين مطلب در نزدم بسى فوق العاده و بزرگ و ارزشمند است و آن همانا قرآن اين كتاب حق الهى است.
عزيزان همسنگرى مسجد حجتاكبر:
شما را توصيه به قرآن كه الله اكبر از اين نعمت اين درست كه شما در خانه قرآن هستيد و لكن تصديق فرمائيد كه حق قرآن كه همانا همت هر چه بيشتر در تلاوت و قرائت و عمل بدان باشد اداء نمىگردد.
پس بكوشيد كه مسجد را بيش ار هر چيز به قرآن آموزش ، تعمق، سكوت براى تفكر اختصاص دهيد كه در اين صورت است كه بقيه رسالتهاى مسجد نيز خود بخود اداء مىگردد.
برادران و خواهران دانشگاهى
شما را بقرآن ، قرآن را ، قرآنرا ، قرآن را ،
تمسك جوئيد به اين كتاب عظيم الهى كه معدن آموختنيهاست كه همانا شايسته اين بود كه سرلوحه انقلاب فرهنگى ، قرآن مىبود بگونهاى گسترده و در بعد وسيع و كشف هر چه بيشتر اين منبع علم و عمل تا همانگونه كه كليه دروس از تمام جهات به همه دنيا صادر مىشود دانشگاه ما علم انسان سازى و رشد انسانيت را از قرآن بطور وسيع و گسترده ، هماهنگ و با سبك و روش دروس عادى بكليه جهان صادر مىشود.
عزيزان همسنگر جبهه:
شماها كه خود عامل بقرآنيد و لكن براستى مكانى شريفتر از مكان شما براى درك و فهم و تعمق در قرآن يافت نمىشود بكوشيد تا با قرآن ار لحظه به لحظه فرصتهاى خود آن قلوب با معرفت و نورانى خود را مملوا از يقين سازيد.
و اى دوستان ، آشنايان ، همسايگان و خويشاوندان عزيز شما را به قرآن، قرآنرا چنگ زنيد كه همه سعادتها در پرتو قرآن حاصل مىشود.
و شما خانواده بزرگوارم
را بقرآن همانا آنرا فراگيريد كه بهار دلهاست و بنور آن شفا جوئيد كه شفاى همه دردمندان است.
در پايان همانگونه كه پيامبر عظيم الشأن در هنگام رحلت بقرآن و عترت توصيه فرمود، قرآن را در كنار ائمه و با هدايت ايشان در قالب حديث
و سخن و حكمت سفارش مىنمايم.
(توضيح آنكه اين وصيت نامه بصورت سياههاى در بين صفحات قرآنى كه همواره در خدمت آن قرار داشت يافته شد.)والسلام احمد صنيع زاده
ثبت دیدگاه