اولين اعزام
راوی شیرین آقا بابایی: به خاطر دارم اولین باری که فرزندم عبدالرضا می خواست برای اعزام به جبهه ثبت نام کند من به ایشان رضایت ندادم و او هم خیلی ناراحت شد به طوری که یک شب به منزل نیامد و ما هر جا را به دنبالش گشتیم او را پیدا نکردیم تا اینکه یکی از همسایه ها او را داخل مهدیه پیدا کرده و پرسیده چرا از خانه قهر کردی ؟ ایشان هم گفته بود می خواهم به جبهه بروم ولی مادرم راضی نمی شود و تا زمانی که مادرم راضی نشود من به جبهه بروم اصلاً به خانه نمی آیم و اگر اجازه دهد و راضی شود به خانه بازمی گردم والا نمی آیم.
ثبت دیدگاه