محبت و مهربانی
روزی احمد به مادرم گفت: مادرجان، تا ما به جبهه نرویم و به شهادت نرسیم. پیروز نخواهیم شد. شما اصلاً روحیه ات را از دست نده، نگران نباش چون همه چیز آنجا فراوان است و جایمان هم خوب است. فکر نکن الان که من رفتم شهید خواهم شد، البته شهید شدن هم سعادت می خواهد و هم لیاقت.
ثبت دیدگاه