شناسه: 240434

اطاعت از فرماندهی

یک روز احمد را نگهبان کرده بودند و یک بیسیم به او داده بودند. و در آنجا به او می گفتند احمد صلواتی و نگهداری از ماشین ها را بر عهده احمد گذاشته بودند به او گفتند که: شما بروید و تانکرهای آب خریداری شده را که در جاده های مهاباد است بیاورید. به همراه چند نفر دیگر رفتند و تانکر ها را آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه