خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی عذرا شریفیان: یک شب خواب دیدم که همسرم به خانه ما آمده است و من خیلی گریه و بی تابی می کنم به او گفتم:علی جان من دیگر طاقت این همه رنج و بدبختی را ندارم.برای من سخت است و من خیلی تنها هستم او به من گفت:عیبی ندارد گریه نکن و فقط صبر کن من خودم با تو هستم این کلمه را چند با تکرار کرد.
ثبت دیدگاه