عشق به جهاد
به روایت از علی شجاع تقی آبادی : آخرین مرتبه ای که برادرم غلامحسین می خواست به جبهه برود به او گفتم : اخوی شما که خیلی به جبهه رفته اید و همیشه خانواده را تنها می گذارید و می روید به نظر شما دیگر برایتان بس نیست ؟ ایشان در جواب گفتند :از شما بعید است که این حرف را بزنید الان موقعیتی است که در جبهه به وجود ما نیاز است و سپس رفتند به حرم امام رضا (ع) و زیارت کردندو برگشتند و آن شب نخوابیدم و مشغول خواندن قرآن و دعا بود و حالات او با دفعه های دیگری که به جبهه می رفت فرق می کرد .
ثبت دیدگاه