وصیت شماره 1 - شهید حمید سلیمانی
بسم الله الرحمن الرحیم
ولا حول و لا قوه الا با لله العلی العظیم
الحمدلله رب العالمین ،حسبنا الله نعم الوکیل ، نعم المولی و نعم النصیر
"یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی."
"الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انرا بصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه ...."
"اشهدا ان لا اله الا الله ،اشهدان محمدرسول ا... (ص) اشهدان امیرالمومنین و انبائه المعصومین حجج ا...(ع) ،َاللهم صل علی محمدوآل محمد"
با تمام وجود و تا تمام و سلولهای بدنمان و با بدن پاره پاره خود و خون گرم خویش ،شهادت میدهم که یگانگی خدا و رسالت پیغمبر(ص) و ولایت علی و اهلبیت مظلوم و مصیبت دیده اش . سلام برمهدی (عج) انتقام گیرنده خون مادر پهلو شکسته اش و جد لب تشنه سربریده اش و دیگر شهدای مظلوم راه حق و حقیقت و برپادارنده حکومت قسط و عدل و برکننده ظلم و جور ، درود بر امیدمستضعفان خمینی بت شکن ، نائب برحق صاحب الامر (عج) فرمانده کل قوا ،سلام برشهیدان که با ایثار و فداکاری و جانبازی طریق فتوت و جان فدا نمودن و از خود گذشتگی را بما یاد دادند.
خدا را شکر می نمایم که به این گناهکار سرکش ،لیاقت عنایت نمود که بتوانم چند روزی در کنار سربازان امام زمان (عج) باشم ،هم صحبت آنان باشم و همراه و همکارشان باشم. چند مدتی در سنگرهای اسلام به اسلام عزیز خدمتی ناقابل بکنم و خدا را حمد بسیار میکنم که سعادت نصیب فرمود که از حال و هوای قدسی و ملکوتی جبهه ها هم نفسی بکشم و با جندا... همدم و همراز شوم. خیلی خوشحالم که خدا هدایت فرمود تا در این جهاد و دفاع مقدس و شرافتمندانه شرکت کنم تا بتوانم دین خود را نسبت بخون پاک و مطهر شهدا ادا کنم و راه مقدس آنها را ادامه دهم و از خدا میخواهم که باقوه و قدرت خودش بما سعادت نصیب فرماید که به دشمنان اسلام و قرآن گوشه کوچکی از قدرت اسلام و قرآن را نشان دهیم و آنچنان ضربه ای به آنها بزنیم که حتی بفکر نرسد که بخواهند برای اسلام عزیز طوطئه کنند و ما باخون خودمان به آنها اعلام میکنیم که بدانند تا موقعی که از صراط مستقیم (حکومت خدا و رسالت پیغمبر (ص) ولایت اهلبیت (ع) و جانشینان ائمه و ولایت فقیه) منحرف نشده ایم و تا لحظه ای که در لشکر جندا... و در سنگر حزب ا... وبه زعامت روح ا... و به امامت ولی ا... اعظم (عج) هستیم و تا خون در شریانهای ما حرکت می کند ما از انقلابمان پاسداری خواهیم کرد و در مقابل هرگونه کج اندیشی و کج رفتاری مقاومت میکنیم و تا نابودی کامل آن بدکاران و فاسقان و کافران از پای نمی نشینیم و به همین جهت عازم جبهه ها شدیم تا بتوانیم جواب اشک و آه یتیمان و داغ سوز مادران و سوگ پدران را بدهیم و به جنگ با کافران و نامردان درآمدیم و از همان اول قول دادیم که تا آخرین قطره خون جنگ می کنیم تا به کربلا برسیم ،هر چند با دست خالی باشیم که الحمدلله وضع جنگ از آنجا به اینجا کشیده شده است و آمدیم که درخت استقلال ،آزادی و جمهوری اسلامی را با خون خودمان آبیاری کنیم و با شوروشوق عجیبی به اینجا آمدیم و به سنگر درآمدیم ،آنجا که بقول اماممان عبادتگاه است و در آن چیزی را یافت کردیم که همه اش از اخلاص و پاکی و عشق بود و اگر چیزی غیر از این مقوله ها بود نه تنها کسی در آنجا بند نمی شد بلکه اصلا به سنگرها نمی آمدند.
اینجاست که همه اش سرود عشق و یاد و ذکر است، همه اش توکل و توسل است، در اینجاست که معنای کلمه عشق را که درکش نکرده بودم با خون خود لمس کردم ،در اینجاست که این باورمان شد که چگونه میتوان همیشه بیاد خدا بود . در اینجاست که فهمیدیم که وقتی ذکر خدا می گوئیم چه آرامشی برقلبهایمان مایه می افکند . ( الا بذکر ا... تطمئن القلوب)
در اینجاست که ایثار و از خود گذشتگی معنا میشود ، در اینجاست که کربلای حسین و تمامی خصوصیاتش مجسم میشود ، در اینجاست که نقش مهم توسل به اهلبیت (ع) معلوم میشود و بالاخره در همین جاست که حسین (ع) و مهدی (عج) و دیگرائمه را بخوبی احساس می کنی و آنها که لیاقت دارند به زیارت موفق می شوند.
احساسی که من از اول جنگ از جبهه دارم در یک کلمه میتوانم خلاصه کنم ،جبهه یعنی "دانشگاه عشق " آنگاه که انسان از شهر و تاریکیهایش دلتگ و خسته میشود در جستجوی جائی است که بتواند تا دمی با معشوق خودش خلوت کند تا از آنهمه غوغا برهد و خود را آماده کند جهت لقا دوست و یار. می آیند به جبهه بعد از چند وقت که امتحان شوند آنهائی که پیروز می شوند لقاء حق را می گیرند و آنها که مردود می شوند می مانند تا در دیگر فرصتها این لیاقت را بدست آورند.
شکر بسیار خدا را که ما را از حامیان " ولایت فقیه " قرار داد ،من به جرات قسم به تمامی مقدسات میخورم که تمامی برکات و رحمات خدا براین کشور و جنگ از برکت اعتقاد ملت به ولایت فقیه و جانبداری و پشتیبانی آنها از این راه است.
چند کلمه با پدر و مادرم : میدانم افتخار خواهید کرد ولی تذکر میدهم و آن اینکه همانطور که میدانید ما ، در حقیقت از خدا بودیم نه از شما و شما وسیله ای بودید جهت تربیت صحیح ما که بحمدا... خوب انجام دادید و ما در دست شما امانتی از پروردگار بودیم و چون مرگ حق است پس چه بهتر که در راه خدا و معبود و معشوق باشد .پس اگر خدا مصلحت دانست و مرا به پیش خود و ائمه اطهار و دیگر شهدا برد چه سعادتی بهتر از این ،چه برای من و چه برای شما و خوشحال باشید که خدا به بهترین وجهی این امانت را تحویل گرفته است و کاری کنید که دوستان اسلام از شما خوشحال و راضی باشند و دشمنان ناراحت و عصبانی.
در رابطه با جلسات ترحیم من یادتان نرود :
1-خیلی ساده و کم خرج برگزار کنید. 2- حتما ذکر مصیبت اهلبیت اطهار (ع) بشود تا باعث خیر و رحمت شود،تابدینوسیله ائمه (ع) بر سرقبر ما بیایند و قبر تاریک ما را روشن کنند و بیشتر روضه فاطمه زهرا (س) و امام حسین (ع) را بخوانید ، چون احساس شرمندگی در مقابل وجود مقدسشان می نمایم که وظیفه خود را انجام ندادم.
من حدود 2 ماه بیشتر روزه قرضی دارم و نماز هم تقریبا یکسال ،هرچه سریع تر آنها را بخرید و دیگر اینکه پولهایم را هرچه احتیاج دارید استفاده کنید و هرچه احتیاج ندارید انفاق کنید.
چند وصیت با برادران و خواهران: 1- از ولایت فقیه ، امانت شهدادر دست شما و ؟؟؟؟ از روحانیت اصیل و مبارز و خستگی ناپذیر و از حوزه های علمیه پشتیبانی کنید ، حتی اگر شهید شوید.
2- از یاد خدا غاقل نباشید ،از نماز شب و روزه و زیارت عاشورا و زیارت جامعه کبیره و دعای توسل و کمیل غافل نباشید .
3- در هرچه بیشتر شدن الفت و انس و مهر و محبت در قلوب برادران مومن و مسلمانان سعی کنید.
دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم روشنی بخشم به جمعی و خودم تنها بسوزم
خدایا: جز مهر حسین هر آنچه باشد بدلم ، خون ساز و زراه دیده ام بیرون کن
حمید سلیمانی ساعت 5 صبح 61/04/06
ثبت دیدگاه