شناسه: 243555

اگر او بخواهد

به نقل از همرزم شهید: حسین عموشاهی:
مسئول اطلاعات عمليات لشکر 8 نجف محسوب مي‎شد. طبق وظيفه، بايستي که آخرين وضعيت استقرار و نقل و انتقالات دشمن را کنترل مي‎کرد.
وقتي پرسيد کجا بهتر مي‎تواند نيروهاي فرصت‌طلب دشمن را ديدباني و رصد کند؛ سنگر بالاي سرم را نشانش دادم. حال عجيبي داشت. پر بود از هيجان و اشتياق.
خواست برود آنجا که ناگاه به ياد مطلبي افتادم و گفتم: «همين‌طور که اين سنگر ديد خوبي نسبت به نيروهاي عراقي دارد، به طور حتم آنان نيز به اين سنگر اشراف دارند. بهتر است قدري تأمل کنيد تا اوضاع آرام شود، يا از سنگري استفاده کنيد که چند متر آن طرف‎تر است.»جا خورد. انتظار چنين صحبتي را از جانب من نداشت. معترضانه گفت: «حسين، مگه تو اعتقاد نداري که مرگ دست خداست. اگر او بخواهد، با يک خمپاره همۀ ما به هوا خواهيم رفت. اگر هم لايق نباشيم، مثل اين روزها که حتي از گزند ترکشي هم در امانيم، مشکلي پيش نمي‎آيد.»
در لحن کلامش صلابتي استوار موج مي‎زد. به آنچه مي‎گفت، از صميم قلب معتقد بود و مطمئن. نگذاشت زمان بيش از اين از دست برود. سينه‎خيز خود را رساند به سنگر مذکور، بدون کوچک‎ترين واهمه و هراسي.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه