خواب و رویای شهادت
آخرین باری که برادرم تقی به مرخصی آمده بود گفتند: بعد از ماه رمضان عملیاتی را در پیش رو داریم من خواب دیده ام که شهید می شوم و بعد خوابش را اینگونه نقل کرد که سیدی نورانی نزد او آمد دیدم که یک سیب سرخ خوش رنگ و بو را به من داد و گفت این تحفه را به شما می دهم ولی همین مرخصی را بروید و برگردید که از خواب بیدار شدم من از شما می خواهم که بعد از شهادتم زیاد گریه و زاری و شیون نکنید تا موجب خوشحالی و روحیه گرفتن دشمن نشود بلکه همچون کوهی استوار مقاومت داشته باشید که انشاءا... همیشه حق بر باطل پیروز است.
ثبت دیدگاه