شناسه: 243833

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی کبری ساعی طرقی: یک بار برادر کوچکترم به سختی مریض شده بود.بخاطر همین بنده رفتم سر قبر شهید نشستم و گریه کردم. همانجا خدا را به خون شهید قسم دادم تا برادرم را شفا دهد. همان شب خواب دیدم که برادرم حالش خوب شده. از او پرسیدم شما که حالت خوب است. گفت:بله من حالم خوب است. من دادش شهیدم را در خواب دیدم که به دیدن من آمده بود و به من گفت:که خواهرت امروز آمده بود سر قبر من و گریه کرده بود.چه شده است مگر شما مریض هستی من گفتم:بله من مریض هستم.شهید گفت شکی نیست حتما"خوب خواهی شد.از جایت بلند شو خوب می شوی. که روز بعد بنده دیدم حال برادرم خوب شده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه