تلاش و پشتکار
به روایت از اعظم رمضانی : از مادرم بارها شنیدم که می گفت : وقتی پدرت 12 ساله بود به دنبال کاری رفت تا از دسترنج خودش لباس و دیگر لوازم را بخرد و مستقل باشد . روزی پنج ریال بیشتر نمی گرفت و آن را هم در قلک کوزه ای می انداخت با اینکه خیلی از این درآمد را خرج خود و خانواده اش می کرد زمانی که توانست 250 ریال جمع کند با آن یک قطعه زمین خرید و پس از مدتی در آن خانه بنا کرد .
ثبت دیدگاه