شناسه: 245171

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 3

به روایت از بمان علی رکنی : سالی که من وارد مدرسه راهنمایی شدم دبیر زبان و ریاضی من همان دبیر زبان وریاضی برادرم حسن بود روزی که من خودم را در سرکلاس معرفی کردم ایشان خیلی به من ابراز محبت کرد وگفت : یکی از بهترین شاگردهای من در مدت خدمتم حسن بود وروزی که حسن به شهادت رسید ایشان خبر شهادتش را شنید بسیار ناراحت شدو گریه نمود وبعد درتعزیه او شرکت کرد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه