وصیت شماره 1 - شهید مرتضی رضایی کوجانی
بسم الله الرحمن الرحیم الذین امنوا وهاجروا وجاهدوا فی سبیل اله باموالهم وانفسهم اعظم درجه عنداله واولئک هم الفائزون. آنانکه ایمان آوردند واز وطن هجرت گزیدند ودر راه خدا به مال وجانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی است وآنان بالخصوص رستگاران وسعادتمندانند.. با حمد رب العالمین خدای بزرگ که پیامبران را برای هدایت بشر فرستاد ودرود بر رحمت الهی برجمیع انبیاء از ادم تا خاتم (ص) وبر منجی عالم بشریت مهدی آل محمد (ص) ودرود وسلام بر نائب برحقش حضرت امام خمینی روحی له الفداه وبر فقیه عالیقدر آیت اله منتظری وجمیع خدمتگزاران به انقلاب وجمهوری اسلامی ودرود وسلام بر شهداء ومجروحین ومعلولین انقلاب اسلامی ایران . اینجانب مرتضی رضائی فرزند عباس وصیت نامه ام را به شما امت اسلامی وشهیدپرور می رسانم. خداوندا بر ما منت عظیمی گذاشت وما رااز زیر بار آمریکا وعوامل شرقی رها کرد واینجانب که مسئولیت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ که باید گام به گام این انقلاب راهمراهی کنی وانسان اصولاً در این جهان دو بعد دارد یکی بعد الهی ویکی بعد مادی بعد مادی بعدی است که در آن کفر گویی ها آنقدر زیاد شده که می گویند انسان تصادفی به دنیا آمده وتصادفی هم از دنیا می رود وهرچه مورد دیدچشم است آن چیز وجود دارد وهر چه مورد نظر چشم نیست وجود ندارد در نتیجه چون خدا دیدنی نیست وجود ندارد واما بعد الهی دراین بعد خط فکری بلکه از بعد مادی جداشده این گونه تعریف شده است که ما همه بنده خدائیم وهمه خلق شده خدای متعال هستیم وجز خدای متعال خدای دیگری را نمی پرستیم من از شما ملت شهیدپرور وانقلابی می خواهم که طرز تفکرشان ازروی بعد الهی باشد ودر خود بعد الهی بطلبید وهمیشه از این بعد یپروی کنید. من به شما توصیه می کنم که چشمهایتان را بازکنید دشمنان اسلام در کمیند تا بتونید هر لحظه ضربه ای به این انقلاب بزنند آنها می خواهند ملت ما را مان ؟؟؟؟برگرداند من از شما میخواهم که همیشه پشتیبان ولایت فقیه باشید وهیچ وقت سنگر ولایت فقیه را رها نکنید وهمیشه صفوف نماز جمعه را مستحکم نگاه دارید وهمیشه همراه رهبر باشید مانند کوفیان نباشید همیشه وحدت داشته باشید ودر جهاد اکبر وجهاد اصغر شرکت کنید من به شما امت توصیه می کنم که تقوا را نصب العین خود قرار دهید وهمیشه دعا کنید که این یپروزیها همه از دعاهای شما است من شهید نشدم به خاطر اینکه از آتش جهنم می ترسیدم وبا من شهید به خاطر اینکه به بهشت بروم نشدم من شهید شدم به خاطر اینکه خدا وسولش را دوست داشتم. شهادتم فقط د راه الله بود ولبیک گفتن به ندای هل من ناصر ینصرونی حسین من شهید شدم به خاطر قرآن واسلام ورهبر که همه اینها پاینده باشند وتو ای مادر من در شهادتم گریه مکن بلکه به خاطر صحرای کربلا وشهید شدن علی اکبر وحسین گریه کن . ای برادر چگونه می توانستم بنشینم وببینم که برادران فلسطینیم در زیر چکمه زورگویان فریاد یاری می طلبند من چگونه بنشینم واین واقعیتها را نادیده بگیرم من می خواهم که تو رفتارت زینب وار باشد وصبر را یپشه خود قرار ده وتو باید بدانی که فرزندت به حق پیوست واز تو شکر می کنم که امانتی را که خدا به تو داده بود بخوبی تحویل دادی وتو ای پدر من مواظب باش که دشمنان در تو وسوسه نکنند ومرا ناکام نخواندند خیر من به کام خود رسیدم . پدربزرگوار مرا ببخش اگر نتوانستم به تو خدمت کنم ودر شهادتم صبر پیشه کن تا خدا تورا جز صابرین محسوب دارد. واز همه همترازهایم می خواهم که سنگر مدرسه را رها نکنند که دشمن ار همین سنگرها می ترسد وامیدوارم به تقاضایم عمل کنید.
ثبت دیدگاه