شناسه: 245507

وصیت شماره 1 - شهید محمد رضایی برزانی

بسم الله الرحمن الرحیم ان الله اشتری من المومنین انفسهم واموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون وعداً علیه حقاً فی التوریة والانجیل والقران ومن اوفی بعهده من الله فاستبشروا وببیعکم الذی بایعتم به وذالک هو الفوز العظیم . خدا جان ومال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرد آنها را درراه خدا جهاد می کند که دشمنان دین را به قتل رسانند ویا خود کشته شوند این وعده قطعی است برخدا وعده است که درتورات وانجیل وقرآن یاد فرموده و ازخدا باوفاتر به عهد کیست؟ ای اهل ایمان شما به خود دراین معامله بشارت دهید که این مجاهده خدا به حقیقت سعادت وفیروزی بزرگی است هرچند که وصیت نوشتن برای یک جوان 17 ساله سخت است اما چه کنم وظیفه شرعی هر مسلمان است که هنگامیکه شب می خوابید باید وصیت نامه زیر سرش باشد وحال من وظیفه شرعی هر مسلمان است که هنگامیکه شب می خوابید باید وصیت نامه زیر سرش باشد وحال من وظیفه شرعی خود را انجام می دهم ای کاش می توانستم صد بار به دست دشمن خدا کشته شوم ودوباره زنده می شوم تا با دشمنان اسلام مبارزه کنم تا دشمن بداند مسلمان واقعی چه کسی است مسلمان واقعی آن مبارزانی هستند که درجبهه جنگ علیه بعثیان می جنگند وهر لحظه برپیکر آنان لرزه می اندازد وجسد ناپاک آنان را با خاک یکسان می کند باید مردم خوش بخت شوند که امام زمان درجبهه های جنگ با فرزندان آنها دیدار می کنند وآنها را به طرف سنگرهای دشمن که هرثانیه صدها گلوله رها می کنند به پیش می برند بدون آن که گلوله ای به آنان اصابت کند. من دووصیت با برادران وخواهران عزیز دارم یکی اینکه اطاعت از رهبر کنید ودوم اینکه دشمن درفکر این است که افراد حزب اله را انحلالی بوجود بیاورد شما به خاطر خدا این دشمنان را نابود شان کنید ونگذارید یک منافقی درجامعه نفاق به وجود بیاورد درمجموع یک پیام به ملت سلحشور ایران دارم که به حرفهای منافقین گوش ندهند وتحت تاثیر این بلند گوهای تبلیغاتی گروهکها قرار نگیرند وهر چه رهبر ودیگر عالمان ربانی گفتند گوش دهید درغیر این صورت نه نامی ازاسلام باقی می ماند ونه یک لحظه به شما اجازه حرف زدن خواهند داد . پدر ومادر مهربانم: ازشما می خواهم درصورتیکه من شهید شدم جامه سیاه برتن نکنید وبرای من ماتم نگیرید زیرا که این راه را خودم انتخاب کردم وبه سویش رفتم وسرانجام به آرزوی دیرینه خود که همان شهادت هست رسیدم وهم اکنون درنزدیک معشوقم الله هستم وازشما می خواهم بعد از شهادتم دو سال نماز وروزه برایم بگیرید. محمد رضایی ش.ش 1343541 وصیت نامه : شهید محمد رضایی " بسم الله الرحمن الرحیم " ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنت یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و عدا علیه حقا فی التورئه و الانجیل و القرآن ومن او فی بعهده م الله فاستبشر و ببینکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم خدا جان و مال اهل ایمان را ببهای بهشت خریداری کرده آنها در راه خدا جهاد مبی کنند که دشمنان دین را به قتل رسانند و با خود کشته شوند این وعده قطعی است بر خدا و عهد یست که در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده و از خدا با وفاتر بعهد کیست ای اهل ایمان شما به خود در این معامله بشارت دهید که معاهده با خدا به حقیقت سعادت و پیروزی بزرگ است . آری خدا چنان به عهد خود وفادار است که در این حدیث قدسی نوشته که هر کس مرا شناخت و به حقانیت من پیوست من او را می کشم و وقتی که او را کشتم دیه آن بر من واجب است و دیه او را بهشت قرار می دهم پس چرا ما زودتر این کار را نکنیم که به بهشت برویم . من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی : و من هر کس مرا طلب کرد مرا می جوید و هر کس مرا جست می شناسد و هر کس مرا شناخت دوستم می دارد و هر کس مرا دوست دارد عشقنی عشقته ومن عشقته قتلت و من قتلت فعلیه عله و من علبه دیه فانه دیه عاشق من می شود و هر کس عاشق من شد منوهم عاشق او می شوم و هر کس من عاشق او شدم او را می کشم و هر کس را کشتم دیه او بر من واجب است و هر کس دیه او بر من واجب است خود من دیه او می شوم و در آخرت او را در بهشت ابدی قرار می دهم . هر چند که وصیت نوشتن برای یک جوان 17 ساله سخت است اما چه کنم وظیفه شرعی هر مسلمان است هنگامیکه شب می خوابد باید وصیت نامه زیر سرش باشد و حال من وظیفه خود انجام می دهم وحال که چند روز مانده به عملیات این وصیت نامه را مینویسم اول وصیت من به امام امت این است که ای امام ما درراه تو تا آخرین نفس می جنگیم که راه تو همان راه امام حسین و انبیاء است و از شما ملت عزیز ایران می خواهم که یار ویاور امام باشید و هرگز اورا رها نکنید بدانید که خون حسین و تمام شهدا را پایمال کرده اید و دوم به مادر م ای مادر مرا حلال کنی اگر من شهید شدم از تو ممی خواهم که برایم گریه نکنی و خوشحال باشی چون اگر گریه کنی دشمنان اسلام خوشحال خواهند شد و می خواهم که در هر شب جمعه بیایی سر مزارم و شمعی رو شن کنی . میخواهم بعد از اینکه راه کربلا باز گردید عکس مرا ببری و در حرم مطهر حسین نصب کنی و راه ررا ادامه دهید و به پدر و مادرم همچنین که از خون من دفاع کن و راهم را ادامه دهد. سلاحم را نگذارید بر روی زمین بی کس بماند و در خط رهبر باشید و به خواهرم که فرزند انی تربیت کند که در راه اسلام کار کنند وای برادرانم از تو می خواهم بعد از اینکه من شهید شدم سلا حم را برداری و برای دفاع از خونم و دینم و اسلام بجنگی و از خانواده ام میخواهم که مرا در تکیه شهدا پهلوی قبر حسن امینی به خاک بسپارید و از خدا طلب صبر برای خانواده ام میکنم و از شمامی خواهم که برایم دو سال نماز و دو ماه روزه بگیرید . یک قطه نوحه می خوانم که در این صورت است : بسم الله الرحمن الرحیم دوست دارم سر نهد بر سینه ام پیوسته زینب عطر جنت را مگر از این بهشتی خو بگیرم . دوست دارم بهر تزئین دل خود دست خود را گه به صورت که به سینه گاه بر پهلو بگیرم . من جوانم داغ مادر می زند آتش به جانم . گاه گاهی باغم هجر پدر هم خو بگیرم . گر نجات من به مرگ من بود راضی به مرگم تا به کی بشینم و گردن سر زانو بگیرم . ظلم اینامت از حد ولی نگذشت مولا دامن عدل الهی را پریشان مو بگیرم . یا علی خواهم فروغت را بگیرم تا چراغ خوبی از آن قامت دلجو بگیرم. " والسلام "

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه