شناسه: 246066

وصیت شماره 2 - شهید مصطفی ردانی پور

«بسم الله الرحمن الرحيم » «اشهدان لااله الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان عليا و اولاده المعصومين حجج‌الله . »سپاه خداونديرا كه انوار جلال او از افق عقول بندگانش تابان است و خواسته‌اش از زبان گوياى كتاب و سنت نمايان ، خدائى كه دوستان خود را از دلبستگى به دنياى فريبا رهانيد و به شاديهاى گوناگونشان رسانيد، نه از آن روى ، كه آنان را بى جهت زيادتى بخشد و يا در پيمودن راههاى نيكوكارى ناگزيرشان فرمايد ، بلكه از آن روى بود كه خدايتعالى ديد لياقت پذيرش الطاف الهى را دارند و شايسته آرايش به صفات زيبا هستند: پس راضى نشد كه بندگانش رشته بيكارى بدست گيرند و عمر خود به بطالت سپرى كنند، بلكه آنان را توفيق عنايت فرمود كه به كردارهاى كامل خو گيرند تا از هرچه بجز اوست آسوده خاطر گشته و مذاق جانشان با لذت شرافت خشنودى حق آشنا گردد ، لذا دلهاى خود را بانتظار سايه لطفش منصرف و آرزوهاى خود را بسوى بخشش و فضلش منعطف ساختند.
در نزد آنان سرورى مى بينى كه مخصوص دلهاى گرويده بعالم جاويد اس و اثر ترسى مشاهده كنى كه از خطرهاى ملاقات حق حاصل آيد شوقشان به آنچه به خواسته خداوند نزديكشان نمايد همواره در فزونى و ميلشان به انجام دستوراتى كه از ناحيه حق صادر مى شود پى‌گير و گوشهايشان‌آماده شنيدن اسرار الهى و دلهايشان از ياد او شيرين كام است، به مقدار ايمانى كه دارند از لذت ذكر بهره‌مندشان فرمود، و از خزينه عطايش آنچه را شايسته بخشش نيكوكار مهربانى است ، به آنان بى منت ارزانى داشت چه كوچك است در نزد آنان هر آنچه دل را از جلال حق مشغول كند و هر آنچه را كه باعث دورى از حريم وصالش گردد ، يكباره ترك گويند ، تا آنجا كه از انس با كرم و كمال حق لذتها برند و همواره از زيورهاى هيبت و جلال جامه هاى فاخر به تن كنند و چون ببينند كه زندگى دنيا آنان را از پيروى خواسته خداوند مانع است و ماندن در اين عالم ميان آنان و بخششهاى خداوندى حايل بى تامل جامه ماندن از تن بركنند و حلقه بر درهاى ديدار بكوبند و از اينكه در راه رسيدن به اين رستگارى تا سرحد جانبازى فداكارى مى كنند و خود را در معرض تيرها و گلوله‌ها قرار ميدهند لذت ميبرند مرغ جان مردان صحنه كربلا در اوج چنين شرافتى به پرواز آمد كه براى جانبازى از يكديگر پيشى مى گرفتند و جانهايشان را در برابر نبردها و شمشيرها به يغما ميدادند و امروز هم آن واقعه در سرزمين الله اكبر (كربلاى ايران امروز) ما هر روز شاهد چنين شور و عشقى هستيم و مردم ما ، (شيعيان على (ع)) به نداى هل من ناصر ينصرنى آموزگار شهادتشان سالار و سرور شيهدان امام حسين (ع) كه از حلقوم پاك و مقدس رهروى از آن راه و فرزندى از آن سلاله پاك شاگردى از آن مكتب نائب والاى بحق (فرزند امام حسين ع) حضرت مهدى (عج) امام بزرگوار و رهبر عاليقدر مسلمانان خمينى روح خدا در سرزمين خون و شهادت و شهامت و ايثار برخاسته پاسخ مثبت داده اند و ميروند با اقيانوسى از خون جوانانشان به راه اندازند و متصل نمايند به درياى پر جوش و خروش خون پاك و مطهر شهداى كربلا و ظالمين و مستكبرين . ملحدين جهان را غرق نمايند و ريشه ظلم و استعداد بر كنند و زميه را براى حكومت خليفه خدا در روى زمين حجت‌ابن الحسن العسكرى روحى و ارواح العالمين له الفداه آماده نمايند.
امروز تاريخ تكرار مى شود و جانبازان اسلام (سربازان و پاسداران و بسيجيان و نيروهاى ديگر) عاشقان خونشان را بپاى درخت اسلام ميريزند و احكام قرآن را زنده مى كنند، آرى ملت مسلمان دنيا اينانند پيروان اسلام راستين و اينست راهشان (راه حسين ع) و اينست شعارشان «هيهات مناالذله » پس از اين ملت درس بگيريد و بر ضد ظلم وظالم بشوريد و بيان آنانرا از جا بركنيد كه قرآن ميفرمايد: «وضالك لاتقاتلون فى سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان ... و مالكم اذا قيل‌لكم انفزوا فى سبيل الله اثاقلتم الى الارض » و شما اى ملت شهيد پرور ايران فراموش نكنيد كه براى چه قيام كرديد و عزيزانتان را براى چه قربانى گرديد حرف شهداى ما همان كلام گهربار حسين عزيز (ع) ميباشد و شما عهده‌دار اجراى آن مى باشيد حضرتش فرمود پروردگارا تو ميدانى و آگاهى كه ما چشم طمع به خلافت و مقام ندوخته‌ايم و پيكارى را كه برضد فساد و ظلم و تبهكارى شروع كرده‌ايم تنها براى احياء آئين پاك تو بوده است ، هدف ما اينست كه به آشفتگيها پايان دهيم و صلاح را بجاى فساد بنشانيم تا ستمديدگان روى آسايش و امنيت ببينند و بندگان تو با آزادى به اطاعت فرمان تو برخيزند...
اى ملت بدانيد امروز مسئوليتتان بزرگ و بارتان سنگين است و بايد رسالتتان را كه با پاسدارى از خون شهيدان است انجام دهيد و تنها با اطاعت از روحانيت متعهد و مسئول كه در راس آن ولايت فقيه ميباشد و امروز سمبل آن امام بزرگوار است قادريد اين راه را ادامه دهيد چون روحانيت است كه اسلام واقعى را بما مى شناساند و روح و روان ما را پرورش ميدهد ، اينان خدمت گزاران اسلامند و عمرشان را وقف آن نموده‌اند ، اطاعت كنيد از آنها چون كلامشان از كتاب و سنت گرفته مى شود، راهشان راه انبياء و اولياء الهى است امروز در هيچ كجاى دنيا چنين حكومتى با اين عظمت و حشمت وجود ندارد كه در راس آن مرجعى بزرگ باشد خلاصه سعادت همه ما در اين است كه « اطيعوالله و اطيعواالرسول و اولى الامرمنكم » م مطلب مهمتر از آن كه هرگز امام زمانتان را فراموش نكنيد كه او واسطه بين خالق و مخلوق است...
و اما شما اى روحانيون گرامى طلاب عزيز همانطور كه اماممان فرمود تزكيه و تعلم را پيشه خود سازيد جوانان عزيز اسلام را هادى باشيد و در آغوش هدايت الهى بگيريد كار شما بهترين كارها است همان كار پيغمبر اكرم (ص) وائمه معصومين (ع) است (هدايت و ارشاد و اداره جامعه اسلامى و پياده كردن احكام نورانى اسلام ) و مانند على ابن ابيطالب (ع) كه در دعا مى‌خوانيم: « ولاتاخذه فى الله لومه لائم »
در راه خدا حركت كردن سختى و رنج دارد و مانع زياد است و با صبر و استقامت راه انبياء را ادامه دهيد كه امروز جوانان ما با ريختن خونشان موانع راه را برداشته و بر ميدارند و ما فرداى قيامت در پيشگاه خداى تبارك و تعالى عذرى نداريم ، البته اين حرف من با همدرسها و همسنگران خودم است ، نه به بزرگان كه سخن گفتن در مقابلشان بى ادبى است ، آنان مربى ما هستند ما شاگرد آنان و شما اى پاسداران عزيز و جوانان برومند كه هدفتان مقدس و راهتان روشن و حركتتان حماسه آفرين است چون هجرتتان آغازگر هجرتها بوده و خون سرختان پيام آور هدفتان و سرهاى بريده و بديهاى قطعه قطعه شده شما نشانگر مظلوميتتان است دست ازدامن امام زمان (عج) و نوكرانش (روحانيت ) بكشند كه اينان عمال اسلامند و اسلام اصل را بايد از امثال غفاريها سعيديها مطهريها بهشتيها ، صدوقيها مدنيها و دستغيبها و امثالهم گرفت و بدانيد اسلام منهاى روحانيت اسلام نيست و اين سد دشمن شكن را نگذاريد بشكنند و اين حربه عظيم را از شما و ملتتان بگيرند و در نتيجه اسلام وارونه را به مردمتان عرضه كنند بدون روحانيت كارى از پيش نمى برند پس چراغ راهتان را كه روشنفكر هدفتان است حفظ كنيد و خود را در آغوش هدايتشان بيفكند تا سعادتمند گرديد.
و اما اى مادر بزرگ و برادران و خواهرانم و دوستان و آن كسانى كه وصيتم را مى خوانيد من به اميد شناخت اسلام و عرضه آن به اجتماع تشنه حق و در نهايت به سعادت رسيدن به مكتب امام صادق (ع) (قم) پا نهادم اما افسوس كه چندين سال متوالى مردود گشتم تا اينكه با شروع انقلاب و فرمان رهبر به تبليغ پرداختم و پس از شروع جنگ به جبهه آمدم تا شايد جبران گذشته‌ها را بنمايم و خون آلوده‌ام را در راه خدا بريزم و بوسيله خون پاك شهدا تطهير نمايم اگر در اين مسير كشته شدم شما مقاوم و استوار راهم را ادامه دهيد و دعا كنيد خدا مرا جزء شهدا قرار دهد، از قربانى دادن در راه خدا نترسيد.
مادر زمان امتحان قرا رسيده ، آنزمان كه اسلام و انقلاب بخون احتياج داشت تو ثمره سالها عمرت را كه فرزندى مسلمان بود هديه كردى چه خوب امانتدارى كردى و چه به موقع اداى امانت پس شاد باش و فرزندان ديگر را هم بده و مانند زينب (س) خود معلم ديگران باش، مبادا بر من گريه كنيد كه اگر شهيد باشم زنده‌ام زنده تر از زنده ها ، حلالم كن و به برادرانم و بچه هاى خواهرانم بگو كه آنها بايد خود را براى قربانى شدن در آينده آماده كنند و سربازى اسلام را بر عهده بگيرند.
خواهرانم : در تربيت فرزندانتان بكوشيد و حجاب را رعايت كنيد زهرا گونه زندگى نمائيد شوهرانتان را به راه خدا وا داريد.
مادر ، خدا پدرم را رحمت و شما را عاقبت بخير نمايد انشاء الله اگر كربلا مشرف شدى مرا فراموش نكن و از حضرت امام حسين (ع) تقاضا نما كه قربانيت را بپذيرد ، هر وقت خبر كشته شدن من بتو رسيد بگو «انا الله و انا اليه راجعون » و اين را يك امتحان قلمدادنما.
برادرم مرتضى در تربيت فرزندانت بكوش و مهديت را فداى مهدى فاطمه نما و در زندگى خدا را فراموش مكن مسائل اسلامى را بياموز و عمل كن.
برادرم على ، اى سرباز پاك امام عصر (عج) راهت را ادامه بده كه همان صراط مستقيم است و تو نيز دست رسول عزيز را بگير و در اين مسير ببر كه سعادت دنيا و آخرت در اين راه است و تو رسول جان يا به حوزه علميه برو و يا همراه با درس خواهندن پاسدارى را انتخاب كن از مادرم كه مادرى است نمونه حرف گوش كن و او را نيازار و هميشه خدمتگزار او باش. ( افسوس كه رسول اكنون در ميان ما نيست تا به وصيت برادرش مصطفى گوش جان فرا دهد و به آن جامه عمل بپوشاند چرا كه او نيز به كاروان شهدا پيوسته است.
باالها: در اين دنيا نتوانستم آنطور كه تو ميخواهى زندگى كنم پس مرگم را آنچنان قرار ده كه لااقل بدينگونه كفاره گناهانم گردد و خدايا ، تو ميدانى كه براى همين عازم جبهه‌هاى جنگ شدم و در اين راه گام برداشتم.
پرودگارا : هر چند به نفس مطمئنه نرسيدم و در جهاد اكبر پيروز نگشتم اما به جهاد اصغر پرداختم پس
«ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفر عنا سيئاتنا و توفقنا مع الابرار» «ربنا و اننا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة انك لاتخلف الميعاد»برايم تفت نگيريد خرج نكنيد ، فاتحه‌اى ساده و پول آنرا به انجمن ايتام اهداء نمائيد در صورت امكان در قبرستان شهدا دفنم كنيد كنار پاسداران تا شايد خدا بواسطه آنها مرا ببخشد و در هنگام دفنم زيارت عاشورا و روضه حضرت زهرا (س) بخوانيد.
«والسلام »با شهادت بوحدانيت الله و رسالت رسول‌الله و امامت حجت‌الله و نيابت روح الله
به اميد ظهور حضرت مهدى (عج) و پايان گرفتن نابسامانيهاى جهان مسلمين و سرنگونى طاغوتها و طاغوتيان.
خداحافظ بنده گنهكار خدا مصطفى ردانى‌پور 28/6/59 2%
متن دومين وصيت‌نامه سردار شهيد حجة‌الاسلام مصطفى ردانى‌پور كه در تاريخ 10/5/62 قبل از مرحله دوم عمليات والفجر2 به رشته تحرير در آمده است.
«بسم الله الرحمن الرحيم »عقيده‌ام «اشهد ان لااله‌الاالله و اشهد ان محمدا رسول الله و ان عليا و اولاده المعصومين حجج‌الله صلوات الله عليهم اجمعين »
برداشتم از زندگى : آنچه خواندم و لمس كردم خلاصه‌اش اينست كه تنها راه سعادت و رسيدن به كمال بندگى خداست و بندگى او در اطاعت از او امرش و ترك نواهيش ميباشد همه دستورات اسلام در اين دو جمله خلاصه مى‌گردد.
فرمانبردارى از خدا و نافرمانى از شيطان براى انسان شدن اين برنامه اسلام است با غير اسلام كارى ندارم كه انسان را با انسان كار است نه با حيوان كه هر آنكه مسلمان و تسليم خدا بود انسان است و بقيه فقط از انسانيت حيوانيتش را دارند.
سفارشم: مردم بياد خدا و روز جزا باشيد، پيرو ائمه اطهار باشيد كه و اللازم لكم لاحق والمارق عنكم زاهق (مردم امام زمان (عج) را فراموش نكنيد، مردم دنباله رو روحانيت باشيد كه چراغ راه هدايتند از امام اطاعت كنيد كه عصاره اسلام است او را تنها نگذاريد كه نماينده حجة‌بن الحسن (عج) است از وجودش بهره گيريد) كه عصاره اسلام است.
آرزويم : پياده شدن احكام اسلام و بيدارى مسلمين و گسترش حكومت اسلامى و سرنگونى مستكبرين فرج حضرت مهدى (عج) زيارت آنحضرت و شهادت در ركابش.
اميدم: عفو و بخشش خداى متعال و شفادع پيامبر (ص) و ائمه هدى عليهم السلام و شهداى راه حق و همنشينى با بندگان مخلص خدا و رضوان الله.
وصيتم : مادرم حلالم كن ، شما خيلى در زندگى زجر كشيده‌ايد رنجها و سختيها متحمل گشته‌ايد براى ما هم پدر بوده‌ايد و هم مادر، انشاءالله خدا شما را از كنيزان حضرت زهرا (س) قرار دهد. از خدا بخواهيد كه دومين قربانى در راه خودش را از شما قبول فرمايد و در اينراه صبر كنيد كه «ان الله مع الصابرين » برادران و خواهرانم ياد خدا باشيد و زندگى خودتان را با اسلام وفق دهيد از اسلام پيروى كنيد و فرزندانتان را براى خدمت به جامعه اسلامى و سربازى امام عصر (عج) تربيت كنيد.
برادرم على جان با على (ع) باش و هادى خانواده و اقوام و دوستان. راهت را كه همان نوكرى امام حسين (ع) است ادامه بده و مرا از دعا و طلب مغفرت فراموش مكن. دوستان مرا حلال كنيد و هر وقت بيادم افتاديد برايم طلب مغفرت نمائيد ، هرگاه سرقبرم آمديد تلاوت قرآن و دعا و زيارت و روضه را فراموش نكنيد كه نيازم زياد است و دستم كوتاه.
همسرم : ميدانم برايت سخت و ناگوار است اما به حضرت زينب (س) بنگر و مصيبتهائى كه بر آن مخدره وارد شده ، پيام خونم را برسان كه هيهات من الذله اگر فرزندى از من ماند چنانچه دختر بود اسمش را فاطمه بگذار و اگر پسر بود نامش را محسن و هر وقت بزرگ شد از او بخواه كه طلبه بشود كه بسيار دوست دارم، دست كوچكش را بگير و بالاى سرقبرم بيا و دعا كن تا آمين بگويد. مرا حلال كن و نمونه و الگوى صبر و استقامت باشيد اگر جنازه‌ام بدستتان رسيد مابين درب ورودى گلستان شهدا يا در قبر برادرم رسول دفنم كنيد. حتما به اين وصيت عمل نمائيد دو سال برايم نماز و روزه بخريد. ديدار ما انشاءالله در قيامت.
«ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفر عنا سيئاتنا و توفنا مع الابرار.» بنده گنهكار و ذليل خداى منان مصطفى ردانى پور 10/5/1362 3%
متن سومين وصيتنامه سردار رشيد اسلام حجت‌الاسلام مصطفى ردانى پور كه دو روز قبل از شهادت خطاب به دوستان و همرزمانش نوشته است.
بسم الله الرحمن الرحيم با حمد و ثناى حضرت سبحان و درود بى پايان خدمت مبلغين رسالتش خصوصا حضرت محمد صلى الله عليه و آله و اوليايش ائمه معصومين عليهم السلام به ويژه وجود مقدس حضرت حجة‌بن الحسن العسگرى امام زمان (عج) و سلام و صلوات بر روح پاك و تابناك بى‌بى دو عالم ، ام الائمه فاطمه زهرا (س) و سلام بر خليفه الله سمبل قرآن و ولايت عصاره اسلام جانشين بر حق امام عصر (عج) امام بزرگوار ، خمينى عزيز و همه رهروان پاك راهش ، خصوصا شهداى راه حق و عدالت.
سلام بر همه دوستان و توفيق پيوستن به ياران و دوستان ، آنان كه با هم پيمان شهادت بستيم با كمال شرمندگى و طلب عفو و بخشش از همه شما چند كلمه اى بعنوان وصيت ذكر مى كنم باشد كه باعث آمرزشم شود و برايم طلب رحمت و بخشش بنمائيد و بنى الاسلام على كلمتين كلمه التوحيد و توحيد الكلمة پياده كردن اسلام و لااله‌الاالله فقط در سايه وحدت قلوب است، و پيشرفت در هر كار نيازمند وحدت در سايه ايمان است. گرچه در اسلام مسئله جنگ از اهميت ويژه‌اى برخوردار است ولى اصل جنگ براى حفظ اسلام و احكام نورانى آن است جهاد اكبر مثمر ثمر است. عزيزان ، حال كه همه چيزتان را ، گرانمايه‌ترين سرمايه خود يعنى عمر پربهايتان را در جبهه‌ها مى‌گذرانيد از اين نعمت بزرگ كمال استفاده را براى خودسازى و مبارزه با نفس بنمائيد خصوصا آن كسانى كه مسئوليتى دارند و با خون شهدا و ايثار و استقامت و كار و تلاش سربازان گمنام نام و عنوانى پيدا كرده‌اند مواظب خود باشند ، اخلاق اسلامى را رعايت كنيد و بدانيد كه هر كه بامش بيش برفش بيشتر. با دوستان و برادران ايمانى خود ، در راه خدا محبت بورزيد و براى خدا از يكديگر در گذريد همانگونه كه انتظار داريد خدا شما را ببخشد.
دوستان عزيز ، تنها راه رسيدن به سعادت ، ترك محرمات و انجام واجبات است. راه قرب به خدا همين است و بس ، سعى كنيد بقيه عمر را در كنار يكديگر ، براى رسيدن بخدا و لقاءالله و جلب رضايت حضرت حق و خشنودى وليش ، حجت حق ، بگذرانيد.
دست يكديگر را بگيريد و راه شهداء كه همان راه رسيدن به خداى متعال است ادامه دهيد ، با دشمن درون و برون براى خدا مبارزه كنيد ،نفس سركش را مهار كرده و آن را پايمال نمائيد ، كه هر ضرر و بدى كه به انسان برسد از نفس اماره است. بهر جهت نزديك غروب آفتاب است و وقت نماز ، از شما مى‌خواهم مرا عفو كنيد و از هر چه بدى ازمن ديده‌ايد در گذريد و روح مرا با وحدت و صميميت و اخوت خودتان شاد نمائيد.
«اللهم وفقنا لما تحب و ترضى» برادر كوچك و شرمنده شما مصطفى ردانى‌پور 13/5/ 1362

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه