خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از جاج حسین دشتی : - یک شب خواب دیدم که مردم برای برگزاری مراسم دعای کمیل به خانه پدرم آمدند . برادرم حسن را دیدم که عصا زیر بغلش گرفته ! به او گفتم شما که شهید شده ای ! پس چرا عصا برداشته ای ؟ گفت : من شهید شده ام ، اما مادر اجازه نمی دهد . در همان عالم خواب برادرم گفت : " به مادرم بگو زیاد گریه و زاری نکند تامن آرام بگیرم . " روز بعد وقتی خواب را برای مادرم تعریف کردم و گفتم شهید این را از من خواسته مادرم تسکین پیدا کرد و آرام شد .
ثبت دیدگاه