عشق شهادت
به روایت از باغچه گل ربانی : به یاد دارم وقتی همسرم به مرخصی آمده بود خاطره ای را اینگونه برایم نقل کرد :یک شب در حین انجام عملیاتی گلوله های بسیار زیادی از سر ما میگذشت اما من شهید نشدم آن شب موقع نماز خیلی گریه کردم و گفتم : چرا این همه گلوله از روی سرم عبور کرد اما من شهید نشدم.
ثبت دیدگاه