شناسه: 247845

تدبیر نظامی و مدیریت

به روایت از فاطمه حسینی : اولین دفعه که می خواست به جبهه برود، سعید را بغل کرد و عکس گرفت و گفت: اگر شهید شدم این عکس را جلوی ماشین نصب کنید. در نوبت دوم که اعزام شد به ارومیه رفت و همانجا به عضویت رسمی سپاه در آمد و با توجه به تجربه ای که کسب کرده بود به عنوان فرمانده انتخاب شده بود. در یکی از عملیاتها به خاطر قدردانی از زحماتش به او یک عدد خودکار ساعت دار هدیه داده بودند. در عملیات دیگری که یکی از تیربارچی های عراقی نیروهای ایرانی را خیلی اذیت می کند، ایشان بصورت داوطلبانه می رود و فرد مورد نظر را غافلگیر کرده و می کشد. به خاطر این فداکاریش به او یک جلد کلام الله مجید هدیه داده بودند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه