ناظر و شاهد بودن شهید بر امور
شهید: حسین خویی تربقانیک شب خواب دیدم که حسین آمد و به من گفت مادر جان حجت عروسی دارد بلند شو برو عروسی حجت گفتم اگر عروسی داشت مرا خبر میکرد گفت: شما برو عروسی دارد شما برو که از خواب بیدار شدم صبح به منزل حجت رفتم و به مادرش گفتم مگر شما برای حجت عروسی دارید؟ چرا به من نگفتید؟ و گلایه کردم گفتم من توقع داشتم که در عروسی حجت شرکت کنم او را مانند حسین شهیدم دوست دارم بعداً مادر حجت گفت تو از کجا میدانی ما عروسی داریم دیشب برای خواستگاری به جایی رفتیم و جواب هم گرفتهایم و انشاءاله برای عروسی خبرت میکنیم اما به هیچ کس ما چیزی نگفتهایم بعد گفتم دیشب حسین به من گفت که حجت عروسی دارد. موضوع: 1- شاهد و ناظر بودن شهید در امور 2- روابط عاطفی با خانواده بعد از شهادت
ثبت دیدگاه