شناسه: 248334

خاطرات سیاسی

برادرم محمد اوایل انقلاب درگیریهای با ساواکیها داشت که در چهارراه امیریه بجنورد صورت گرفته بود. یک روز بعد از درگیری با لباسهای خونین به منزل آمد، اما سعی داشت طوری رفتار کند که کسی متوجه ورود او به خانه نشود. اما خانواده از وضعیت او با خبر شد و از سؤالاتی می کردند و ایشان با خونسردی در حالیکه لباس خونینش را از تن بیرون می آورد به سئوالات پاسخ می داد و نمی خواست با بیان این موضوع خانواده را نگران کند

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه