شجاعت و شهامت
یادم می آید یک روز یک روحانی از مشهد مقدس برای سخنرانی به روئین آمده بود اما عده ای از مخالفان درب مسجد را بستند و اجازة سخنرانی را به آن برادر روحانی ندادند اما رمضانعلی و عده ای از دوستانش درب را شکستند و راه را برای آن سخنران باز کردند.
ثبت دیدگاه