شناسه: 248912

تقید به جماعت

به روایت از صغری میرزایی : یک مرتبه آمدند گفتند بیا بچه ات از اهواز تلفنی می خواهد صحبت کند وقتی رفتم همین که گوشی را گرفتم - من به او قبلا حاجی می گفتم - گفتم : حاجی ؟ گوشی را از دستم گرفتند و گفتند این جا حاجی نداریم .گفتم :چرا حاجی است . گفتند: این محمد صادق است . همرزمانش گفتند ما او را دکتر چمران می نامیم و تو می گویی حاجی . ارتباط تلفنی قطع شد اندکی صبر کردم دیدم دوباره به صحبت کرد گفتم : مادر چرا گوشی را قطع کردی گفت نماز جماعت دایر شده بود و می خواستم به نماز جماعت برویم . نماز جماعت از صحبت واجب تر بود او به نماز جماعت رفت و بعد آمد و با من صحبت کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه