شناسه: 248920

دقت در بیت المال

به روایت از صغری میرزایی : روزی می خواست محمد صادق به حمام برود گفتم مامان می خواهی به حمام بروی وسایل های جیبت را خالی کن چون بچه ها می آیند و بر می دارند و من راضی نیستم که کسی دست به لباسهایت بزند گفت چشم کیست که به حرف ارباب گوش نکند و وسایل را توی اتاق گذاشت و رفت حمام از حمام که آمد چای خورد و وسایل را در جیبش گذاشت که گناباد برود و بعد گفت جعبه کبریتی که در میان وسایلم بوده نیست گفتم جعبه کبریت را برداشتم و سماور را روشن کنم و الان در کنار سماوراست گفت نباید جعبه کبریت را بر می داشتید من بدم آمد گفتم ای خاک عالم حالا از جعبه کبریت میخواهی باز خواست کنی گفتم در مادر من امید داشتم که تا آخر عمر می خواهید هوای مرا داشته باشید و حالا این طوری با من رفتار می کنید بعد دیدم این بچه در خودش فرو رفت و گفت مادر این جعبه کبریت مال بیت المال است و شما حق نداشتید آن را بردارید چون حق همه مردم است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه