شناسه: 249109

احساس مسئولیت

به روایت از حسین جهان پور : یک روز وقتی که از سر زمین کشاورزی برگشتم به من گفت: پدر جان در اهواز گوسفندها همینطور رها شده هستند و چوپانی ندارند که آنها را نگهداری کنند آنها را به چرا ببرند . شما هم اگر شده ده روز ، گوسفند های خود را رها کنید و به اهواز بیایید. چون یکی از فامیلها با ماشینش به اهواز رفته بود ، از من خواست که من هم این کار را بکنم . من به او گفتم الان فصل ذبح گوسفندان است و من کار دارم باشد تا یک موقعیت مناسب پیش بیاید او در جواب گفت : فرض کن زمان ظهور امام زمان باشد اگر از تو خواستند که گوسفندان خودت را رها کنی به جنگ بروی باز هم همین جواب را خواهی داد ؟ شما که الان این کار را حاضر نیستی انجام دهی پس آن زمان هم بهانه جویی خواهی کرد البته او این حرفها را در قالب شوخی به من گفت ولی اصل حرفش درست بود و مرا به فکر فرو برد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه