ساده زیستی و پرهیز از تجمل
یک روز نزدیکیهاى ایام عید من از مأموریت برگشتم وارد سپاه شدم با محمدرضا برخورد کردم بعد از احوالپرسى به من گفت: ما در نظر داریم که دوازده نفر پاسدار در روز دوازدهم فروردین جشن ازدواج در مسجد بگیریم شما بیا یکى از آن دوازده نفر باش گفتم: من فعلاً قصد ازدواج ندارم و به دوازده فروردین هم زیاد نمانده و بعید مىدانم بتوانم ازدواج کنم بالاخره محمدرضا و تعدادى از دوستان در روز دوازده فروردین در مسجد جشن ازدواج گرفتند و بعد هم به جبهه رفتند و در 24 فروردین همان سال یعنى دقیقاً 12 روز بعد از ازدواجش محمدرضا به شهادت رسید.
ثبت دیدگاه