شناسه: 249849

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

شبی که سید علیرضا حسینی در عملیات والفجر8 به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمده بود من هم زمان در لشکر ویژه‌ی شهداء و در جبهه حضور داشتم. شب خواب دیدم که در منزلمان عروسی است و دو خانم که هر دو فاطمه نام داشتند و از سادات خاندان ما بودند تشریف آوردند و پس از احوال پرسی به من گفتند:‹‹ ناراحت نباشید، این روزها برای همه است وقتی که صبح از خواب بیدار شدم با خودم گفتم: فرزندم شهید شده است و چنین هم بود. به شهرستان رفتم تا پیکر فرزندم را تشییع کنم وقتی می‌خواستم روبروی جنازه‌اش قرار بگیرم لباسهای بسیجی خودم را پوشیدم و بدین وسیله‌ خواستم با وی عهد ببندم که راه نورانیش را ادامه بدهم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه