شناسه: 251174

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از خاتون جان جوشنی : علی یک شب خواب دیدم که درب حیاط منزلمان را می‌زنند رفتم درب را باز کردم دیدم پدرم است که یک خانم با چادر سیاه به همراه اوست گفتم بابا جان این خانم کیست گفت: مادرم است و یک سینی پر از انار را به من داد و هر چه اصرار کردم به منزل نیامد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه