شناسه: 251709

آخرين وداع با خانواده

راوی رمضانعلی جعفری: به خاطر دارم هنگامی که غلامرضا برای آخرین بار میخواست به جبهه برود ماه مبارک رمضان بود آن روز من سر زمین در حال کار کردن بودم خسته شدم و در زیر سایه درخت مشغول استراحت بودم وقتی که بلند شدم دیدم که غلامرضا بالای سر من نشسته است گفت پدر جان من امروز با چند نفر از دوستنم عازم جبهه هستیم آیا شما از من رضایت دارید ؟ گفتم بله چرا راضی نباشم گفت این دفعه می دانم که به آرزویم می رسم و اگر شهید شدم ناراحت نشوید و برایم گریه نکنید در جواب گفتم خدا نکند انشالله مثل دفعات قبل به سلامت بر می گردی ولی طبق گفته خودش بار آخری بود که به جبهه رفت و بعد از چند روز که از رفتنش گذشت خبر شهادتش را برایمان آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه