خواب و رویای دیگران درمورد شهید
- یک شب در خواب صدای شنیدم، رفتم در را باز کردم دیدم فرزندم علی است. گفتم: مادر چرا در نمی زنی؟ گفت: « مادر، من دست در بدن ندارم و نمی توانم زنگ بزنم!» وقتی به بدن علی نگاه کردم دیدم دستهایش از بازو قطع شده است. من از این موضوع خیلی ناراحت شدم
ثبت دیدگاه