شناسه: 251742

خواب و رویای شهید

زمانیکه فرزندم سید احمد در جبهه بود و همان روزها مصادف با شهادتش مى‏شد یک شب خواب دیدم مرحوم پدرم که آن هم نامش سید احمد بود به خانه ما آمد و مهمانمان بود بعد به من گفت که من مى‏خواهم بروم حمام شما نى آیید و من برایش لباس درست کردم و گفتم شما باید با سید احمد بروید من پشت سرتان مى‏آیم در همان عالم خواب دیدم که مرحوم پدرم با پسرم سید احمد به سمت حمام مى‏رفتند که من از خواب بیدار شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه