شناسه: 253148

خاطرات سیاسی

به روایت از محمد پور رحمانی : یادم هست سال 57 بود که همراه دوستانم در چهارراه امامزاده به تظاهرات رفته بودیم که مردم را به رگبار بستند که گلوله تفنگ به شانه من اصابت کرد و خیلی ترسیده بودم وقتی به خانه رفتم دایی ام همانجا بود و پدرم هم بود. به من گفتند: محمد تیر خوردی و مرا بغل کردند و به بیمارستان بردند و همان گفته امام (ره) شد : که فرموده بودند : (( سربازان من در قنداقها و شکمهای مادرانشان هستند)).

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه