شناسه: 253832

سرکشی از خانواده شهدا

به روایت از غلام حسین سلامی : به یاددارم یک درمنطقه به اتفاق محمودوبچه های دیگرزیارت عاشورامی خواندیم که محمود یکباره شروع به گریه کردن کردازاوپرسیدم چه شده؟چراگریه می کنی؟گفت((به یاد مادردوست شهیدم افتادم که وقتی برای دیدن او به منزلشان رفته بودم ایشان دست مرابوسید وبعدگفت:محمودشمادرست مثل پسرم هستی چون همیشه یادپسرم رازنده نگه می داری))

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه