خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از حسنیه منتظری : یادم است وقتی جنازه ی فرزند خواهرم محمدجواد بهرامی را آوردند من خیلی بی آرامی می کردم و گریه ی زیادی کردم بعد از تشییع جنازه ، وقتی به خانه رفتیم از خستگی و گریه ی زیاد خوابیدم. در خواب دیدم که تلویزیون خانه روشن است و در آن از جبهه و جنگ و رزمندگان اسلام نشان می دهد یک دفعه متوجه محمدجواد شدم که برای من دست تکان می داد و می گفت: خاله جان ناراحت نباشید جای من خیلی خوب است و لبخند زد و از جلوی صحنه عبور کرد و من از خواب بیدار شدم.
ثبت دیدگاه