شجاعت و شهامت
به روایت از محمدعلی بنی عباس : شب آخر که فرزندم غلامحسین می خواست به جبهه برود. فامیل و دوستان همه در خانه ی ما کف می زدند یکی از دوستانش به نام محمود سقایی به او گفت: اگر رفتی و بر نگشتی چی؟ ایشان گفتند:مگر خون من از خون دیگران رنگین تر است.
ثبت دیدگاه