ایثار و فداکاری
به روایت از محمد بالش آبادی : یکی از دوستان عبدالغفور خاطره ای را این گونه نقل می کرد : وقتی عبدالغفور بر اثراصابت ترکش مجروح شد مقداری آب برایش بردم تا به اوبنوشانم اما ایشان از نوشیدن آب امتناع کرد و گفت : من که رفتنی هستم آب را ببر و به دیگر مجروحان که تشنه اند بنوشان .
ثبت دیدگاه