شناسه: 254552

سرکشی از خانواده شهدا

به روایت از محمد برواسی : در سال 62 بنده وقتی به عضویت سپاه در آمدم، ابتدا رفتم به تعاون با علی برقبانی که مسئول امور شهدا بودند آشنا شدم بنده را هم روز اول معرفی به ایشان کردند تا با هم همکاری کنیم. اتفاقا همان روز اول ایشان جهت سرکشی از خانواده های معظم شهدا قرار بودند به روستا بروند من هم همراه ایشان رفتم در مسیری که رفتیم حتی در برخورد با خانواده های معظم شهدا من مراقب بودم ببینم ایشان چکار می کنند که اگر یک وقتی نبودند بنده بتوانم این ماموریت را انجام بدهم وقتی به روستا رسیدیم ایشان وقتی با خانواده شهید مواجه می شد خیلی احترام می کرد مخصوصا اگر شهیدی بچه داشت بجه را در آغوش می کشید و روی زانویش می گذاشت و نوازش می کرد و از کم و کیف مشکلاتشان سوال می کرد خانواده مشکلاتش را مطرح می کرد و ایشان یادداشت می کرد و خیلی هم گرم و صمیمانه با این خانواده برخورد می کرد. بعد که برگشتیم ایشان برای هر شهیدی گزارشی می نوشت وقتی با نوع گزارش نویسی ایشان آشنا شدم من هم در گزارش نوشتن دخالت کردم و آقای برقبانی به قدری بزرگوار بودند که کار گزارش نویسی را به من دادند چون خط من از ایشان بهتر بود و چون یک گزارش تهیه کرده بودم و ایشان دیده بود که خوب نوشته ام این کار را به من واگذار کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه