شناسه: 255417

محبت و مهربانی

به روایت از گوزل با انصاف : به خاطر دارم یک مرتبه که پدر و مادرم برای زیارت حرم مطهر امام رضا علیه السلام به مشهد رفته بودند و من و برادرم حسن در خانه بودیم که من مریض شدم و سر درد شدیدی گرفتم که من از شدت درد گریه می کردم. برادرم حسن هم گریه می کرد. یک مرتبه دیدم ایشان بلند شدم و به من گفت: خواهر گریه نکن من 5 ریال دارم می روم برایت قرص بخرم تا زود خوب شوی.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه