محبت و مهربانی
به روایت از شهربانو شعیبی: یک روز من سرما خورده بودم و حالم کمی ناخوش بود. از آنجا که پسرم حسن علی به من علاقه زیادی داشت به مدرسه رفته بود و سر کلاس درس شروع می کند به گریه کردن وقتی معلمش می پرسد چه شده؟ حسن می گوید: مادرم مریض شده و من برایش نگرانم، که معلمش اجازه داده بود تا برای نگهداری از من به خانه بیاید.
ثبت دیدگاه