شناسه: 255669

دقت در بیت المال

علی اصغر اوایل انقلاب در پمپ بنزین کار می کرد یک شب ما با برادرم به مهمانی رفتیم موقع برگشتن از مهمانی برادرم گفت : برویم پمپ بنزین ، پیش علی اصغر و هر چه دلمان می خواهد بنزین بزنیم به پمپ بنزین که رسیدیم برادرم به علی اصغر گفت: هوای ما را داشته باش همسرم گفت : اگر من به شما بیشتر از حقت بنزین بدهم جواب خدا را چه بدهم اینها امانتی است نزد من یک ذره اش را هم باید جواب بدهم همان قدر که حقت می شود می دهم . برادرم ناراحت شد و گفت : من فکر می کردم شما بیشتر هوای ما را دارید برادرم گفت: نه من در قبال اینها مسئول هستم و نمی توانم چنین کاری بکنم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه